خرید بک لینک

062_آدمای خوب

مرورگر شما بسیار قدیمی است و از پلیر انلاین پشتیبانی نمیکند. دانلود آهنگ نوین آدمای خوب هیجا وجود ندارن هیچ آدمی خوب خوب خوب نیست چون هیچ آدمی مفصل نیست پس بیاین با خودمون صادق باشیم دنیا پر از آدمه که هرکدوم شخصیت خودشو تشکیل میده هیچ آدمی خوب نیست اما هیچ آدمی هم بد نیست فقط داستان زندگیش با ما فرق داره سرنوشت یجور دیگه براش رقم خورده قضاوت آدما کار آسونیه آدما استاد کارای آسونن مگه نه؟؟

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 3:00

وضعیتم فرق کرده فاصله گرفتم از ادمای سمیاما بازم زهرشونو به نوعی میریزنولی از قدیم گفتن دوری و دوستیمیدونم میونه ها درست میشه ولی یه حرمتایی شکسته شده که جاش هیچوقت التیام پیدا نمیکنهوگاهی هیچوقت فراموش نمیشهخودمو زندگیمو و ادمای سمی زندگیمو سپردم به اون بالاییمیدونم تنهام نمیزارهو حق رو به حقدار میرسونهیه روز بعد بارون و هوای ابری آسمون یه رنگین کمون دلنگیز بیرون میاد اینو مطمئنمشاید حرفامو باور نکنهبهم اعتماد نکنهولی وقتی اون روز بیادپشیمون میشه هیچوقت ادمای سمی و زهرآلود زندگیمو نمیبخشم سپرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 3:00

باز اون خاطره لعنتی یادم افتاد پارسال عید نوروز رفته بودیم عید دیدنی خونشون قبل شام بود که دنبال شارژرم میگشتم من 5 تا خاله دارم که مامان سحیل و سپهر میشه خاله اولیم که پنج تا بچه داره چهار تا پسر و یه دختر خلاصه که خاله کوچیکم حلیمه گفت که شارژر میخواد منم دادم بهش الان هی دارم میگردم دنبالش نیست طبقه بالا رو گشتم با ارام داشتیم میرفتیم پایین تا اونجا رو هم بگردیم تا پامو از در رد کردم در روبه رویی که به بیرون بود باز شد اخ چشتون روز بد نبینه سحیل و سپهر پشت هم اومدن تو که منو و ارامو دیدن الادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 3:00

ارام نگران نگام کرد و پرسید خوبی که فقط سر تکون دادم بعد شامم همون پایین ریلکس نشسته بودن و تخمه میخوردن منو ارام و دو تا عروس خاله به علاوه دخترش اونجا رو جمع کردیم و ظرفا رو شستیم البته منو ارام که نقش نخود رو داشتیم سپهر نصفه نوشابه ای که از شام مونده تو یخچال رو درآورد و رو به منو ارام (البته رو به ارام) گفت یه لیوان بدید که منم بدجنسی کردم و لیوان رو خودم بهش تقدیم کردم و تو دلم گفتم (حالا حالا ها بشین آقا سپهررررر) اونم احساس کردم که بهم چش غره رفت اون نوشابه رو یه نفس سر کشید و لیوان خاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 3:00

اوه راستی نگفتم منو ارام 15 و 16 ساله هستیم قربونتون برم با اختلاف 7 ماه من بزرگترم هعیییی میبینی خدا عید قربان پارسال بود که رفتیم خونشون پسره ی گاووو نبودد بیرون کار داشته رفته خو میمردی من دیدت میزدم بعد به کارت میرسیدی؟؟؟ والا حرف حق جواب نداره(اره جون عمت) والا با اون اخم تخم سپهر من میشاشیدم تو شلوارم مونده بودم آرام از چیه این میرغضب خوشش میاد خلاصه که یه سال تموم من با یاد اون خاطره سر کردم ادمای عاشق فقط میفهمن چی میگم اینکه این دیدارو تادیدار بعد با مرور خاطره سر کردن یعنی چی و تو حتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 3:00

یادمه اسفند 1401 این وبو زدم اون موقع ها با هم بودیم اینقدر خوب بودیم که گاهی احساس ترس میکردم شنیدی میگن از هرچی بترسی سرت میاد اره ترسیدم از دستش بدم از دستش دادم یا داد؟ منطقی که فک میکنم فاصله گرفت ازم البته نه یهویی ها خیلی کم کم پیش خودم میگفتم با هر رفتارش لابد من اشتباه کردم که همچین گفت همچین کرد کم کم فاصله گرفت جوری که یادم رفت بهش یاداوری کنم هستم انگار پیش خودش میگفت نمیرم چون مطمئن بود اره خوب نمیرفتم قطعا ولی کشش نداشتم تحمل صبر درد به‌روزیو

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 3:00

امشب اون حرفا حقم نبودبه جهنمخستم کردیدو تو اوج حال افتضاهم مهمون داریم و من مجبورم به خندیدن تو اوج بغضواینجاست که میگن خنده ی من از گریه غم انگیز تر استادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1402 ساعت: 18:16

ðx9fx92x99ðx9fx92x99ðx9fx92x99

ðx9fx92x99ðx9fx92x99ðx9fx92x99

خیلی به دلم نشستðx9f¥º

زیبا دلنویس دوشنبه هفدهم مهر ۱۴۰۲ 0:5

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1402 ساعت: 18:16

❤❤❤مرورگر شما از Player ساپورت نمی کنددانلود آهنگ❤❤❤میدونم یه مدتیه نیستمسرم شلوغ زندگی جدیدهیکم رسیدگی برام سخت شدهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1402 ساعت: 18:16

صفحه بندی